![]() |
![]() |
|
| این کافر بدکیش مسلمان شدنی نیست |
|
سلام و... ...(سه نقطه ) اتفاق و بعد،پر از تردید تا هیچم و دارم روی این کاغذ، شبیه شعر می پیچم ... سوگواره هم برگزار شد. بعد از چند ماه بالاخره تمام شد وشکرکه خوب تمام شد حرفی که به استاد بزرگوارمحمدعلی بهمنی هم زدم "هر چی به نظرتون خوب بود کار ما بود هر چی ام بد بود تقصیر...." بد و خوب گذشت واین میون من شرمنده ی هزاران نفرشدم ازجمله: استاد بزرگوارمحمد علی بهمنی (توی این دو روز حسابی اونوریا خستش کردن) استاد عزیزم سید رضاهاشمی نژاد (خودشون دلیلش رو میدونن) محمد رضا تربتی (مجری برنامه سر خود شعر خوانی چند نفر از عزیزان از جمله ایشون رو حذف کرد) حمید شرفی (اخر مراسم اختتامیه ...) محمد صادقی ( نشد مدارکی که میخواست رو به دستش برسونم) هنوزم هستن و تمام کسایی که اون شب اومدن وبه دلیل اشباع سالن(خودمونیش میشه جا نبود) نتونستیم میزبانشون باشیم و ازهمه مهم تر مادروپدرعزیزومهربونم که هنوزهم حوصله به خرج میدن واین فوق برنامه های زندگی منوتحمل میکنن وقتی به مادرم گفتم پرونده ی فوق برنامه های من توسال ۸۶ بسته شد خندید گفت تا سال ۸۷ فقط دوهفته مونده دوباره شروع میشه این کافر بدکیش مسلمان شدنی نیست واما... محمد منتظر دبیر کانون وادی که همیشه سپاسگذاره مجتبی افضلی به قول بچه ها آخر مرامه محمد آرمیون بچه خوبیه ولی شدیدا معتقده بچه های دانشگاهشون باحالن مینا غلامی با دوستش فامیل در اومدیم واین باعث سعادته واسش طیبه بقایی هنوز نفهمیدم چرا اون حرفو زد بر عکس همیشه با بودنش تنهایم بیشتر شد تمام خستگی این دو هفته دوندگی به تنم موند سعیده نیک جوو سلیقش خوبه دوتا از بچه های دانشگاه یزد که اسمشون یادم نیست (به شرمندگی هام اضافه کنین) موقع ناهار خوردن (اونم وسط یک عالمه وسیله و خاک و ...) کلی از دستم شاکی شدن (تقصیر منه به فکر نظافتم) شرمنده ی محبتای همشونم و خوشحالم از اینکه: همکلاسی های خوبم آقایان جعفر زاده و فرجی دعوتم رو پذیرفتند تمام تلاشمو انجام دادم و شرمنده ی خودم نشدم
پی نوشت: *هرچند مثل آینه هر لحظه فاش تر اما در اين زمانه عسرت مس مرا *تهران زهر داشت زهر زهر زهر حماقت کردم سر کشیدمش و حالا تکه تکه وجودم جلوی چشم هام ظاهر می شود * شبی خیال تو گفتم ببینم اندر خواب ولی ز فکر تو خواب آیدم؟خیال است این!
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 10:55 بعد از ظهر توسط سماسادات ملك ثابت |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
از دل به دلت راهی، می خواهم و دیگر هیچ
مکتوب نمی فهمم ، پیغام نمی دانم عشقم بسکتباله که یه زمانی بازی می کردم اما.... هیچ وقت نه من که ... حرفی نیست اگر نباشی |
| پیوندهای روزانه |
|
جنبش دوستداران خشت خام دفتر نهاد دانشگاه علوم پزشكي يزد خانه وبلاگ نويسان استان يزد مديريت وكار آفريني گروه آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 |
|
RSS
|